آ:

آباره: پل آب رسان
آباره: مجرایی که آب را از جایی به جای دیگر منتقل می کند. این اصطلاح ، بیشتر در مورد مجراهایی مصنوعی به کار می رود که معمولا آب را به شهر ها می رسانند.
آب بندی: عایق نفوذ ناپذیر.
آب پخشان: محل تقسیم آب قنات و چشمه. سیستم آب پخشان در چشمه فین کاشان.
آبخوارکردن: سیراب کردن آجر و خشت بدون لعاب.
آبرو: مجرایی که در آن آب به طور طبیعی جریان داشته و به سوی دریا ، دریاچه ، کویر ، باتلاق و مانند آن روان باشد.
آب ساب: آجر تراش داده شده ای که با آجر دیگر در آب ساییده شده باشد.
آب ساب کردن: صیقل زدن سطح خشت بدون لعاب برای از بین بردن خلل و فرج ها و ناهمواری ها.
آب شیب: جوی و راه آب در اطراف بام های منحنی.
آبکند: جایی که به واسطه عبور آب و سیل کنده و چاله شده باشد.
آپادانا: محل پریستش ، آتشکده ، معبد آتش.
آتریم: فضای باز در بطن بنا.
آبگیر: برکه.
آجر آبخوار: آجر سیراب شده برای از بین بردن گرد آجر از روی آجر و پیوند خوردن بهتر آن به ملات ، آن را در آب قرار می دهند تا آب بکشد.
آجر پیش بر: آجری که قبل از پخت به صورت دلخواه شکل داده می شود.
آجر جوش: آجر بسیار پخته و ناصاف و تیره رنگ که از ته کوره به دست آمده و بیشتر در پی های ساختمان به کار می رود.
آجر دو قدی: نیمه آجر.
آجر سه قدی: سه چهارم آجر.
آدور بند: آلاچیق یا اتاقی که در بیابان با چوب و خار بیابانی برپا می کنند.
آذرگاه: آتشکده ، محل برافروختن آتش.
آر: واحد سطح ، یک دکامتر مربع یا صد متر مربع.
آزبست: ترکیبی از سیلیکات کلسیم و منیزیم ، و از عناصر معدنی است که به صورت الیاف ، در رنگ های مختلف در طبیعت یافت می شود. این جسم ، غیر قابل اشتعال بوده و در برابر اسید ها نیز مقاومت دارد. بنابراین در اتصالات لوله های بخار و همچنین در ساخت پوشش های مقاوم در برابر آتش از آن استفاده می کنند.
آژند: ملات ، خمیری است که در فاصله میان مصالح را پر کرده ، قطعات مختلف را به هم می چسباند.
آژیانه: سنگفرش آجر ، آجرفرش.
آستانه: درگاه ، پیشگاه ، کریاس ، قسمتی از خانه که در آغاز ورود دیده شود ، قدمگاه ورودی ، قسمت پیشین اتاق به در ، بخشی از چهار چوب که در پایین چهار چوب قرار دارد و ممکن است از جنس های مختلفی مثل سنگ یا چوب ساخته شود ، تیر افقی کف ارسی ، بارگاه بزرگان و شاهان ، پله ای که در دامنه یا بلندی ساخته باشند.
آسمانه: سقف.
آشخانه: مطبخ و آشپزخانه.
آشکوب: اشکوبه ، آسمانه و سقف خانه ، طبقه ، مرتبه ، هرکدام از طبقات و سقف های ساختمان.
آفتابگیر: بخش رو به جنوب غربی ، یا جنوب شرقی ساختمان.
آفتاب شکن: تابش بند.
آکس تا آکس: محور تا محور ، وسط تا وسط.
آلاچیق: آلاچق ، خانه چوبی و سایبانی که در باغ درست می کند. سراپرده و سایبانی که معمولا از دو یا چهار ستون تشکیل شده و بر فراز آن ، گیاهان و یا پارچه ضخیمی کشیده شود. کلبه ای که از تعدادی تیرک درست می شود.
آلنگ: دیوار محافظ قلعه.
آلوئک: لب پر شدن آجر به وسیله آهک.
آمود: آرایشی که پس از پایان ساختمان بر آن بیفزایند ، تزیین الحاقی ، نما سازی سنگی ، آجری ، کاشی کاری و گچ بری.
آوگون: در گنبد های دو پوسته گسسته ، نار بیرون زدگی پوسته دوم را می گویند. قوس سرنگون شده یا وارونه ، انحنای پای گنبد که به طرف داخل متمایل می شود. نقطه عطف گنبد.
آهک سیاه: ملات ساروج.
آهک شکفته: آهک آب خورده.
آهک مرده: آهک شکفته ، آهک آب دیده.
آهنگ: مقرنس.
آهون: پوسته داخلی گنبد در گنبد های دو پوش ، پوشش زیرین گنبد.
آهیانه: به معنی جمجمه. در زیر گنبد های دو پوسته ، پوشش زیرین را می گویند که به کدنبه نیز مصطلح می باشد.
آیگاه: درگاه ورودی و خروجی مسجد که شبیه ایوان است ، آیگاه نامیده می شود.
ا:
ابرو: عنصر تزیینی سر در و پنجره ، ابرونما.
ابلق: آجری که در اثر حرارت بیش از حد ، دو رنگ شده و از استحکام زیادی برخوردار نیست.
ابلیز: آجری که از مخلوط شن ، رس ، گل و لای ، و خاکهای گیاهی به وجود آمده است.
ابلیسک: ستون سنگی چهاروجهی بلند با نوک تیز به شکل هرم ، که در مصر باستان نماد خورشید بوده و اغلب خط هیروگلیف برسطوح آن حک شده است.
اپدنه: گنبد خانه و عمارت اصلی.
اجار: چوب های نگه دارنده توفال.
اخدر: حوضچه ، حوض حمام.
اربانه: گریو ( دیسک) کوتاهی که روی آهیانه گنبد می سازند تا خود روی آن قرار گیرد ، چنبر تنها که به جای گریو گنبد های بی گریو می سازند. به تعریفی دیگر می توان گفت: اربانه به معنی غربال آسیابان است و به استوانه زیر گنبد گویند که کوتاه تر از گریو است.
ارچین: نوعی گنبد رک که خود آن پله پله است. متداول در خوزستان.
ارسی: پنجره هایی که در دو طرف چهارچوب دارای ناو هستند و از بالا به پایین و بالعکس حرکت می کنند. این پنجره ها معمولا آلت سازی دارند و شیشه های رنگین در آن ها به کار می رود.
ارش: واحد اندازه گیری در نظام قدیم ایرانی ، اندازه از نوک انگشت تا آرنج ، برابر 6 گره ( حدود 40 سانتی متر).
ازاره: بخشی از پایین دیوار است که معمولا برای استحکام بیشتر آمودی از سنگ و کاشی دارد.
ازاره ستون: قسمتی از پایین ستون که از جنس سنگ بوده و برای حفظ ابزار ستون به کار می رود.
اژیو: از انواع قوس های تیزه دار.
اسپر: دیوار جداکننده دیوارهایی که میان دو پایه باربر می سازند. بخشی از نمای ساختمان که در و پنجره نداشته باشد. دیوارهای بین دو پایه حمال که با ضخامت کمتر ساخته می شود.
استوک: خمیری است از گچ و محلول سریشم. گچ را در محلول داغ سریشم می ریزند و مخلوط می نمایند ، این خمیر ، از گچ معمولی دیرتر می بندد ، اما استحکامش بیشتر است. اگر آن را با اکسید های فلزی مخلوط کنند ، شبیه سنگ مرمر خواهد شد. این خمیر در نماسازی ساختمان استفاده شده و بتونه گچی نیز نامیده می شود.
اسکنج: نوعی گوشه سازی در گنبد.
اسلیمی: نوعی نقش و نگار مرکب از خط های منحنی ، مارپیچ یا شاخه های کوتاه ، برگ و گل که در کتیبه ها و سایر کارهای نقاشی ، کاشی کاری و گچ بری ترسیم می نمایند.
اسلیمی: به طور عام در مورد نقوش گیاهی درهم بافته یا طوماری به کار می رود. یکی از نقشمایه های شاخص در هنر اسلامی است. ترکیب نقوش گل و بوته پیچ درپیچ. این طرح ها خاصیت تزیینی بی مانند ، و اساس ایرانی دارند و بیشتر در حجاری ، گچ بری و منبت کاری دیده می شوند ( این طرح ها به غلط به آرابسک « عرابسک » شهرت یافته است). نامی است که در مورد نقوش شبیه پیچک های درخت مو در نمای ساختمان استفاده می گردد.
اشکوب: طبقه ، سقف.
اصفهانی: رون اصفهانی ، جهت گیری ساختمان هایی در امتداد شمال غربی ، جنوب شرقی.
افراز: ارتفاع ، بلندی ، ارتفاع در تاق یا گنبد.
اقلیم: از کلمه یونانی کلیما گرفته شده و در فرهنگ لغات آکسفورد ، منطقه ای با شرایط مشخص از دما ، خشکی ، باد ، نور و غیره معنی شده است. به عبارت دیگر ، وضعیت فیزیکی محیط جوی که از ویژگی یک محل جغرافیایی است اقلیم آن محل خوانده می شود. اقلیم یک محل معین ، مجموعه ای از عوامل جوی است که مدتی بالنسبه طولانی دوام داشته و وضع آن محل را از نظر آب و هوا در طی مدتی نسبتا متمادی مشخص می سازد ، از جمله این عوامل ، دما ، ریزش باران ، رطوبت ، باد و فشار هوا می باشد.
اگو: کانال کشی زیرزمینی که فاضلاب خانه ها به آن می ریزد.
انبارک: انباری کوچک ، پستو ، اتاقک کوچکی که از آن به عنوان انبار لوازم اضافی خانه استفاده می شود.
انباره: مخزن ، فضایی است عمود بر میل چاه و در پایین ترین قسمت چاه فاضلاب که برای افزایش ظرفیت آن گسترده می شود.
انبسان: کنتراست.
اندرونی: داخلی ، میانی ، بخش داخلی خانه ، حریم زندگی خانوادگی در خانه ، میانه محفوظ خانه از نگاه و دسترس دیگران. اندرونی با سلسله مراتبی از بیرونی و ورودی جدا می شود.
اندود دیمه: اندودی است که از خمیر آهک و خاکستر چوب به دست می آید ، برای آب بندی بدنه آبگیر ها و بند ها ، دیوار را به دیمه اندود نموده و آن قدر ماله می کشند تا کاملا صیقلی و سخت شود.
اوزیر – افزیر: واداشتن ، در معماری به معنی استخوان بندی بنا است.
اورلپ: نشست قطعه روی قطعه دیگر.
ایدری: مصالحی که از محل برداشت می شود ، آن چه از جای ساختمان به دست می آید و برای ساختمان سازی از آن استفاده کنند. استفاده بهینه از شرایط و امکانات محیطی و محلی در ساخت بنا مثل مصالح و مقاومت زمین.
ایوارگاه: بخشی از طاق که از شکرگاه تا زاویه 5/67 درجه نسبت به مرکز دهانه قراردارد ، شاخه طاق یا گنبد نیز گفته می شود.
ایوان: تالاری مسقف با طاق آهنگ.
ایوانچه: ایوانی کوچک ، فضای نیمه باز جلوی حجره ها در مدارس.
ب:
باتارد: ملاتی از ماسه و آهک و سیمان.
بادآهنج: بادهنج ، باد آهنگ ، دریچه و روزنی برای تهویه هوا و ورود هوای تازه به داخل بنا ، بادگیر ، بادخان.
بادگانه: دریچه مشبکی که از پشت آن ، بیرون خانه قابل دیدن است اما ازبیرون به داخل دید ندارد.
بادگیر: برجی که باد خنک را به داخل بنا هدایت می کند دیواری که برای جلوگیری از جریان باد در بخش های بیرونی و ورودی ساختمان ساخته می شود. همچنین گاهی ، به سمتی از عوارض جغرافیایی و یا جبهه ای از بنا گفته می شود که در مقابل وزش باد قرار گرفته باشد. از باد گیرهای معروف می توان به بادگیر رفیع عمارت باغ دولت آباد در شهر یزد اشاره کرد.
بادگیر اردکانی: بادگیر یک سویه در منطقه اردکان.
بادگیر حفره ای: بادگیر حفره ای ، خیشخان ، نوعی بادگیر بدون برج و ساقه. بادگیر خانه بروجردی ها در شهر کاشان.
بادگیر کرمانی: بادگیر دوسویه.
بادگیر یزدی: بادگیر چهار سویه.
بارو: حصار اطراف قلعه ، به تعریف دیگر شهر پناه.
باریکه: تویزه ، چفد ، شاخه های منحنی شکل ، هر چیز کم عرض ، حاشیه و نواری کم عرض از مصالح مثل کاشی و موزاییک و آجر ، راهروی داخل ساختمان.
بازو: عضوی که به صورت مایل قرار گرفته و بار وارد بر عنصر افقی را حامل می گردد.
بالشتک: بیرون زدگی اطراف سرستون که افزایش سطح اتکای اعضای فوقانی ، بخش بالای سرستون که افزایش سطح پیدا کرده و مستقیما زیر بار سقف قرار می گیرد.
بخ خانه: اتاقی برای خشک کردن برنج و شالی.
برجک پل: برج دیده بانی.
برزن: کوی ، محله ، کوچه ، قسمتی از شهر و شعبه ای از شهرداری که به امور یک محله رسیدگی می کند ، محله اصلی شهر.
برسو – ( برساو): اطراف چیزی را ساییدن ، ساده کردن ، پرداخت کردن ، در سرزمین ما در گذشته چیزهای مفید را از سایرین گرفته ، بعد از برطرف کردن کاستی و وفق دادن آن با زندگی خود از آن استفاده می کرده اند. برساو معادل استیلزاسیون است.
برع: سد و آب بندی که از چوب و خاشاک و گل می سازند.
برون گرا: بنایی که داخل آن مستقیما با بیرون در ارتباط باشد ، بنایی که تزیینات و عناصر و اندام های معماری آن در معرض دید خارج از بنا باشد ، نقطه مقابل درون گرا.
بستو: نوعی قوس بیضی شکل که در ساخت گنبد استفاده می شود و نسبت فاصله کانونی به دهانه آن 4 به 3 است.
بشن: دیوارهای زیر گنبد ، فضای زیر گنبد.
بن کوم: چاه اصلی پر آب ، قنات ، مادر چاه.
بوم آورد: از محل ، حاصل خود محل ، دست دهنده خود محل. مصالح بوم آورد ، مصالحی است که از خود محل ، انتخاب و به کار گرفته شود.
بیت الشتا: شتا در لغت به معنی زمستان و بیت الشتا در مساجد به معنی شبستان زمستانی است.
بیز: به معنای تاب است و در معماری نوع قوس بیضی شکل.
بیناس: دریچه ، پنجره ها.
بینی: انبار.
پ:
پاچلاقی: ترکیبی از در و پنجره که قسمت در آن تا پایین باز شود و بقیه آن به صورت پنجره می ماند.
پاچنگ: پنجره های مشبک که از زمین فاصله داشته باشند.
پادیاو: حیاط دوربسته ایی که حوض یا جوی آب در میان داشته باشند ، گودال ، باغچه ، ( به فرانسوی پاسیو گفته می شود).
پاراستی: در معماری ایران چفد و تاق و گنبد را از جایی که شروع می شده قطع نمی کردند بلکه تکه ایی را به صورت عمودی بالا برده سپس منحنی را شروع می کردند.
پاکار: جایی که تاق شروع می شود.
پالار: تیر حمال یا چیزی که فرسب روی آن می افتد.
پتکانه: تاق بندی ، تاقچه بندی ، تاق های کوچکی که روی هم سوار می شوند.
پاشویه: مجرای باریکی است که در بیرون کوله حوض واقع شده است. پاشویه داخلی حوض به صورت سکو می باشد.
پدپیل: پشت بند ، دیوار یا نیم تاقی که درپشت دیوار برای نگهداری آن بسازند.
پرورز: قاب ، آرایه هایی به صورت قاب بندی مربع و مستطیل در نمای ساختمان.
پرورز بندی: قاب بندی.
پرت: دیواری است که پشت آن آزاد است.
پردالی: منحنی قوس به صورت نیم دایره.
پکفته – پت کوفته: آجر ، خشت یا سنگی که به طور عمودی در محل های خالی دیوار می چسباند.
پنجه پی: بیرون زدگی پی از دیوار.
پره: دیوارک هایی درون گریو که برای نگه داشتن پوسته نازک رویین گنبد ها ساخته می شود.
پژواند: چوب قطوری که پشت در می اندازند.
پستو: اطاق کوچک ، صندوقخانه.
پیمون: اندازه و مقیاس ، اشل ، سنجه ، اندازه های مشخص و معینی که در طرح تکرار شود. پیمون ، عرض در و شناخته شده به دو نوع اصلی: پیمون کوچک به طول 14 گره و پیمون بزرگ به طول 18 گره.
پیس پیسه: موزاییک های رنگی جهت تزیین ، همانند آن چه کد کاخ بیشابور مشاهده می شود.
پشکم: ایوانی که از سه طرف بسته و از یک طرف باز است.
پلاژ: ساحل دریا که مسطح و هموار بوده و مردم برای تفریح و آب تنی به آن جا می روند.
پنج دری: نشیمن خانه
پوتر: تیر بتونی ( پل بتونی) یا نعل درگاه بتونی.
پیشان: ایوان اصلی جلوی گنبد خانه.
پیشخان: پیش طاق ، جلو خان ، رواق ورودی.
پیش خوان: پیش پا ، پیشخان ، ورودی به فضای مسکونی ، کفش کن سرپوشیده ، دیواره و لبه ای به شکل میز که فروشنده و خریدار در دو سوی آن معامله می کنند و معمولا نمونه ای از اجناس مغازه روی آن چیده می شود.
پیش سرا: فضای جلوی خانه ، حیاط جلوی خانه.
پیشواره: قسمت محراب و مقصوره مسجد.
پیلپا: ستون و جرز ستبر ، ستونی که سقف برآن قرار گیرد ، ستون چسبیده به دیوار ، نیم ستون چسبیده به دیوار.
پیله: ستون کوچک.
ت:
تابخانه: طاقچه بزرگ نزدیک سقف که معمولا طرف بیرونی آن پنجره و سمت داخلی آن پرده نقاشی و تزیینی است.
تاخونه: فضای زمستان نشین.

تارنمای رویتر: وب سایت ویتر دات آی آر.
تالاب: حوض بزرگ ، استخر.
تالار: بارگاه ، شاه نشین.
تپچه: چینه ، اجزای دیوار چینه ای ، تکه های پیوسته بزرگ تشکیل دهنده دیوار چینه ای.
تچر: اتاق کشیده.
تختان: تراس ، مهتابی.
تختگاه: سکو ، جایگاه.
تخته کوب: کوبیدن چوبی مسطح بر خشت بعد از خارج کردن از قالب برای از بین بردن پلیسه های آن.
تخته مقرنس: پایه مقرنس ، شروع هر ردیف مقرنس بندی را پایه یا تخته می گویند.
ترا: دیوار بلند قلعه.
تربت خانه: اتاقی اصلیو مدفن مجموعه آرامگاهی ، جایی که قبر آرامگاه در آن قرار دارد. ترکی سازی: طرح و شیوه ای در خانه سازی ، طرح های بادکوبه ای سه و پنج اطاقی که در وسط آن ها ایوان مستقر است.
ترمبه: جمع شده ، از انواع شیوه های گوشه سازی در مقابل سکنج.
تربنه: نوعی گوشه سازی در گنبد.
ترنجی: از انواع نقش مایه های گره چینی.
تکسچر: بافت ، نوعی پوشش ظاهری سطح.
تلوار: طریال ، کاخ ، تالار.
تنابه: طنبی ، تالار بزرگ ، سرسرا.
تنگین: از انواع شیوه های آجرکاری ، آجرکاری خفته و رفته.
توغ: پوششی برای پر نمودن ( کورکردن) سوراخ به جا مانده در تیزه گنبد.
توفال: تخته های باریک و نازک که به تیر های سقف اطاق می کوبند و روی آن را کاهگل و گچ اندود می کنند.
تونگان: مقرنس های سر ستون ، مانند سرستون های عالی قاپو و چهل ستون.
تویزه: قوس باربری که بار طاق همجوار خود را تحمل می کند ، قوس.
تیزون: گچ زنده ، گچ تازه و زنده که بسیار چسبنده است.
تیزه: نوک طاق و قوس و گنبد ، بالاترین بخش قوس که محل تلاقی دو کمان انتهایی قوس است.
تیغه: دیوار جدا کننده باریک.
تیل: گل ، ملات آب و خاک.
تیمچه: سرایی که دارای چند مغازه یا حجره باشد و بازرگانان در آن جا داد و ستد نمایند.
ث:
ثری: خاک نمناک ، خاک نم دار.
ج:
جالی: پنجره سنگی مشبک که با طرحی تزیینی حجاری شده است.
حب: چاه عمیق پر آب.
جبین: گچ سفید که در آن آب جمع می شود.
جرز: دیواری که عرض آن کم باشد ، پایه ساختمان که از سنگ یا آجر ساخته شود.
جست: ارتفاع قوس.
جفت: قرینه سازی.
جوسق: کوشک.
جهازه –پالانه: برای جلوگیری از وارد شدن بار به صورت مستقیم بر درگاه ها ، تاقی دیگر روی آن می زنند تا بار را به جرز ها منتقل نماید.
چ:
چار طاق: چهارطاق ، کوشک.
چارو: ملات ساروج.
چانه: بیرون زدگی پاکار طاق.
چاهسار: زمینی که در آن ، چاه بسیار دیده می شود.
چیری: نعل درگاه مثلثی.
چبیره: مراحل تبدیل مربع به دایره در ایجاد گنبد ها.
چفت آویز: نوعی مقرنس که آویخته از سقف است.
چپیله: پوشش سر درگاه.
چفد یا چغد: چفت ، قوس ، تاق و قوس ، بالای درگاه.
چفت: بست.
چکاد: قله یا پیشانی ، در ایوان ها فاصله بین تیزه قوس تا رخبام را گویند.
چمانه: نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی به دست می آید.
چهارستون: جرزی که در چهارگوشه آن پیلک داشته باشد.
چهارسو: چهارراه ، معمولا گنبدی بر فراز تقاطع بازار ها قرار گرفته است.
چهارسوق: چهار سو ، محل تقاطع دو راسته بازار.
چهارصفحه: اطاق مربع شکل با گنبدی بر فراز چهار طاق آن.
چهار کله: شیروانی با چهار سطح شیب دار مساوی.
ح:
حابط: دیوار ، باغ ، دیوار باغ.
حجار: سنگ تراش.
حجره: اطاق اطراف میانسرا.
حسینیه: محل برگزاری مراسم مذهبی در ایام عزاداری.
حصارک: قلعه کوچک.
حقه: عنصر تزیینی بر بالای مناره.
حوش: گرداگرد خانه.
خ:
خاردار: شمع قائم حامل خرک بام.
خاک دژ: فشرده ، ضخره ای و سنگ مانند.
خانبار: محل انبار کالا ، محوطه ای بزرگ در پشت کاروانسرا در بازار و شامل چند کارگاه و انبار.
خانقاه: جایگاه و بنای ویژه دراویش ، محل ذکر و عبادت صوفیان. اصل آن خانگاه است.
خراس: اسیاب بزرگ ، محل سودن و آرد کردن غلات که سنگ آن را خر و گاو بگردانند، در مقابل آسیا که سنگ آن با نیروی آب می گردد.
خراسانی: شیوه معماری بعد از اسلام و متاثر از شیوه پارتی تا اوائل قرن چهارم هجری قمری.
خرستو: خرستوک ، گنبد رک مخروطی.
خرند: باریکه راه های بین باغچه ، کنگره و دندانه آجری لب باغچه و بام.
خرند بستن: هره بستن. ( اصطلاح خراسانی)
خشخاشی: دیوارک هایی که در گنبد هایی دو پوسته گسسته روی آهیانه می سازند تا خود روی آن سوار شود.
خشکه چین: نحوه بنای برخی از دیوارها و پایه ها که به کمک سنگ های لاشه و بدون ملات صورت می پذیرد.
خفتک: پنجره های مشبک شیشه دار یا بدون شیشه که بالای درها نصب می شوند تا نور کافی به داخل بنا برسد. این نوع پنجره ها معمولا ثابت بوده و باز و بسته نمی شود.
خفته: اصطلاح مربوط به آجر چینی است.
خن: آتشخانه حمام ، خانه زیرزمینی.
خود: در گنبد های گسسته یا دو پوسته ، پوسته خارجی گنبد را خود می گویند. پوشش رویی گنبد.
خورشیدی: دریچه شیروانی. شیارهای طولی مانند اشعه خورشید از ورق برداشته می شود تا هواکشی برای شیروانی باشد.
خیاره: برجستگی های روی گنبد در امتداد تیزه تا گریو ، شیارهای روی ستون.
خیز طاق: اختلاف ارتفاع مرکز قوس طاق ضربی و پای قوس.
خیشخان: هواکش های روی پشت بام.
خیشود: بادگیر.
خیمه پوش: از انواع پوشش طاق به صورت چهار بخشی.
د:
داربام: شاه تیر.
دار و بند: پایه و ستون.
دالان: راهروی طویل و کم نور.
دخمه: سرداب ، جای کوچک.
در بند: بازشو بین دوستون ، دروازه کوچک.
درز انبساط: قاب های فلزی که در تماس با دیوارهای مصالح بنایی قرار می گیرند. در ساختمان هایی که طول آن ها بیش از 50 متر باشد ذرز انبساط پیش بینی خواهد شد.
درز انقطاع: درزی که در فاصله های معین از دیوارهای طویل اجرا می کنند. این درز ، مقاومت دیوار را در برابر نشست های نامتجانس و جابه جایی دیوار افزایش می دهد.
در و طاقچه: طاقچه و پیش بخاری و تزیینات خانه.
درون خانه: اندرونی ، فضا های داخلی بنا.
دریزه: نورگیر و هواکش از بغل دیوارها.
دسکره: کوشک و ساختمانی در میان باغ های بیرون شهر و در روستا ها و تفرجگاه ها ، کاروانسرا و مهمان خانه خارج شهر که محل خوش گذرانی و صرف اوقات فراغت پادشاهان و مهمان هایشان باشد ، شهر و قریه ، معبد نصاری ، زمین هموار. مانند دسکره جبلیه در شهر کرمان.
دغ: زمین خشک وسخت ، زمینی که در آن گیاه نروید.
دک: زمین سخت ، پی و شالوده دیوار چینه ای.
دلیجانی: طاق گهواره ای.
دمه: هواکش انبار غلات.
دوال: عنصری که بعد از کلاف بندی پای طاق ها بر روی پنجره ها ، جرز ها و بالای طاقچه ها با گچ و با شکلی ساده که برجسته تر از دیوار است ، می سازند.
دولابچه: کمدی کوچک برای استفاده از لوازمی که نیاز به مراقبت بیشتری داشته باشد.
دهلیز: دالان.
دیوار تکیه: دیوار هایی که در برابر عوارض طبیعی و تپه ها از ریزش خاک جلوگیری می کنند. دیوار حایل جهت خنثی کردن نیروهای افقی.
دیوار جداگر: دیوار تقسیم کننده ، پارتیشن.
ر:
راچینه: راهرو و پلکان پر شیبی که به پاشیر آب انبار می رسد ، نوعی چینه ، نوعی دیوار گلی غیر باربر که بیشتر برای حصارکشی به کار می رود.
رازینه: پله ، پلکان ، شیب ، راهروی اطاق یا پشت بام که دارای پله باشد.
راسته بازار: مسیرهای اصلی بازار که با هم موازی یا متقاطع هستند. وقتی دو راسته اصلی همدیگر را قطع نمایند ، چهار سو یا چهار سوق به وجود می آید.
رایزر: کانال عمودی ، هواکش.
رایین: مجرای آب و فاضلاب.
رباط: کاروانسرا.
ربض: حومه شهر.
ربه: دست انداز بام.
رخبام هره سراسری بام در معماری. پیش آمدگی لبه بام ، لبه بام و جایی که نما سازی تمام می شود.
رفبست: طاقچه دیوارکوب برای قرار دادن چراغ ، آینه ، تصویر یا شیء تزیینی.
رک: نوعی گنبد تیزه دار به صورت هرم یا مخروط.
رگ چین: نوعی روش چیدن آجر که در آن تمامی رگه های خشک یا آجر با یکدیگر موازی هستند.
رواق: به فضاهای سرپوشیده ستون دار یا متشکل از چشمه طاق هایی گفته می شود که در طرفین صحن یا میانسرای مساجد یا اماکن مذهبی ساخته می شود.
روزن: در بالای در ، و گاهی در دو سوی آن ، برای گرفتن روشنایی و هوای آزاد ، از روزن کمک می گیرند. روزن به معنی روز و روشنایی است که به آن روزنه هم می گویند. سوراخ ، نورگیر ، هر پنجره ای که در بالای در قرار دارد.
رون: جهت قرار گرفتن خانه یا هر بنایی ، جهت مشترک ساختمان های یک منطقه ،سمت گیری بنا ها نسبت به جهات جغرافیایی متناسب با شرایط آب و هوایی و اقلیمی.
رون اصفهانی: جهت گیری ساختمان هایی در امتداد شمال غربی – جنوب شرقی.
رون راسته: جهت گیری ساختمان هایی در امتداد شمال شرقی – جنوب غربی.
رون کرمانی: جهت ساختمان هایی در امتدا د غربی – شرقی.

رویتر: وب سایت ویتر دات آی آر.

ز:
زاغه: آغل ، محل نگه داری گوسفند و گاو ، غاری که در مناطق کوهستانی و در کوه برای نگه داری از حیوانات در فصل سرما می کنند. سوراخ و گودال در کوه ، تپه یا بیابان که برای نگه داری گاو و گوسفند درست می کنند. کنایه از منازل و محله های فقیر نشین و در حاشیه شهر های بزرگ.
زاله: دیواره خاکی ، مرز بین دو قطعه زمین.
زگمه: دیواری که اسکلت چوبی دارد و فاصله بین آن ها با نی و شاخه های درخت پر می شود.
زمودگری: نقشبندی.
زنبر ( زنبه): وسیله ای چوبین و دسته دار که دو نفر با آن خاک یا دیگر مصالح ساختمانی را جابجا می کنند.
زنجاب: فرو کردن آجر در آب ، قبل از آجرچینی. این عمل ، باعث می شود که آب ملات ، جذب آجر خشک نشود.
زه خانه: خر پا ، تیر شیب دار سقف.
زه کشی: بیرون راندن آب های اضافی یک منطقه به طور طبیعی یا مصنوعی.
زینه ای: پله ای ، نوعی گنبد رک ، گنبد ارچین.
ژ:
ژاژ: نوعی خار که در بعضی مناطق کویری به جای کاه در کا هگل استفاده می شده است.
ژگردار: تیر افقی حامل بستر.
ژیر: آبگیر و تالاب.
س:
ساباط: راهروی سرپوشیده بین دو خانه یا دو مغازه ، پوشش بالای رهگذر ، سقفی که زیر آن راه ورود به خانه باشد.
ساروج: ملات و اندود سنتی که با مصالح محلی در مکانی هایی مثل حوضچه ، حوض ، منبع غیره ، برای آببندی استفاده می شد. از ترکیب کلوخه گچ ، آهک ، گل رس و ماسه به دست می آید.
ساروج بری: از انواع شیوه های تزیینی ، هنری است مانند گچ بری که در جاهای مرطوب مثل حمام ها بر زمینه ای از ساروج اجرا می شد ، ایجاد نقوش برجسته روی ساروج. برای مثال می توان از حمام ابراهیم خان کرمان نام برد.
سازو: طناب هایی از الیاف خرما.

سایت رویتر: وب سایت ویتر دات آی آر.
سبویی: نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی به دست می آید.
ستاوند: ایوان ، بالاخانه ، رواق ، بالاخانه ای که جلوی آن باز بوده و در جلوی آن ، ستون هایی برپا کرده باشد. چهل ستون هایی که در سه طرف دیوار ندارند ، مانند چهل ستون.
ستودان: استخوان دان ، دخمه و گور زرتشتیان ، حفره ای برفراز بلندی و کوه که زرتشتیان باستان بنا بر اعتقادات مذهبی استخوان مردگان خود را در آن دفن می کردند ،
سده: پیشگاه ، رواق خانه ، در خانه.
سرا: بارانداز
سراچه: خانه کوچک ، اندرونی ، خلوتگاه.
سراحی: جان پناه.
سربام: خرپشته ، فضای انتهای راه پله منتهی به بام ، آن چه روی بام بسازند.
سربند: چوب افقی بالای دماغه در.
سر پیش: پیش سرا ، حیاط جلوی خانه.
سرچنگ: از طرح های اصلی نقوش هندسی.
سرداب: زیر زمین بادگیر دار ، در این زیر زمین ها نیز ، در زیر کانال بادگیر ، چاه آب کنده شده ، باد به درون چاه و سپس بر سطح آب رسیده از کانال افقی و چاه دیگری به سطح زیرزمین می رسد. این روش ، حالت کولر آبی را در فضاهای زیر زمینی ( سرداب) به وجود می آورد. به همین دلیل به سرداب معروف است.
سردابه: اطاق زیر زمینی ، که در آرامگاه محل دفن است.
سرسکت: پایه و تیرک میانی.
سرنال: تیر بلند چهار نبشی که تیزی نبش های آن را تراشیده و روی ستون ها قرار می دهند.
سرو: پیش کرده ، کنسول ، پیش آمدگی سقف در جلوی نما که اغلب از نوع چوبی است.
سرواز: سرگشاده ، فضای بدون پوشش.
سروک: از انواع قوس ها و چفد های تیزه دار ، گنبد سروی شکل.
سقا خانه: محل آبخوری عمومی.
سقفواره: سقف کاذب و دومی ، که از مصالح سبک تر و برای عبور لوله ها و سیم های برق و ساختمان به کار می رود.
سکت: تیر ، تیر عمودی و ستون دیوار کشی چوبی که در شمال کشور در بنا های سنتی به کار می رود.
سکرو: از آلات و شکل های گره چینی.
سکنج: سه یعنی بیرون آمده ، و کنج یعنی گوشه. شکلی که از تقاطع دو طاق به وجود می آید ؛ سکنج ، نوعی گوشه سازی است که از تقاطع دو طاق اریب در گوشه به وجود می آید.
سگت: ستون چوبی که در پی نشست کند.
سگتی: دیوار سگتی. پوششی تخته ای ، که سطح آن نیز اندود شود.
سگدست: دستک ، عنصر مایلی که نوک پیش زدگی و کنسول را به دیوار ارتباط می دهد ، پیش آمدگی و پیش زدگی روی دیوار یا دو جانب ستون برای نگه داری قسمتی و یا صفحه ای شبیه به طاقچه و جا چراغی و...
سگدست ، رفبند: تکیه گاه بیرون آمده از دیوار.
سلت: تخته سنگ.
سواد: ربض ، حومه ، شهر.
سور: حصار ، دیوار ، بارو ، دیوار قلعه.
سوق: بازار.
سومه: اتاق های زمستان نشین خانه های ماسوله ، فضای کوچک و بسته زمستانی در پشت اتاق های تابستانی.
سه پرگاری: از انواع قوس های تیزه دار.
سه پری: از انواع کلیل.
سه پوش: گنبدی که دارای سه پوشش در فاصله های معین باشد ، پوسته زیرین اغلب برای اجرای تزیینات اجرا می شود. این گنبد ها ، به گنبد رک نیز معروف است.
سه ترکی: سطحی متشکل از چند شیار عمودی در افریزهای دوریک که به صورت متناوب در کنار چهارگوش افریز به کار می رود.
سیم کاهگل: ملاتی است که از ترکیب خاک رس چرب ، کاه نرم مرطوب و شکر سنگ به دست می آید. این ملات دارای مقاومت فراوان بوده و ارزش آن را چون « سیم » یا نقره می دانند. چون رنگ این کاهگل شیری و متمایل به نقره ای می باشد ، به « سیم کاهگل » نیز معروف شده است.
سیمگل: ملاتی است مخلوط از ماسه ، گل رس و اندکی گچ نیمکوب.
سینه باز: قسمتی از کاربندی که روی درگاه های چهارطرف گنبد به صورت سرقوس به وجود می آید.
سینه کبکی: عنصری که در باغ ها ، برای نشان دادن موج آب استفاده می کرده اند.
ش:
شاخص: دستک عمودی ، تیرچه عمودی و قائم ، تیرچه چوبی که در دیوار یا لغاز آجرکاری گذاشته می شود و باعث اتصال کش و دیوار های مورب است.
شارع: راه بزرگ ، شاهراه ، راه راست.
شاه نشین: یک فضای تو رفته با سقف نیم گنبدی یا فضایی مانند یک طاقچه گود ، آن را نشیمن نیز می گویند.
شاهنگ: دیرک و پره های چوبی که در اجرای گنبد داخلی استفاده می شده است.
شباک / ضریح: حصار مشبک یا ردیفی از ستون های طارمی با هر جنس ، که اغلب در بناهای قدیمی به کار می رفته است.
شبدری: شبدره ، نوعی قوس پرخیز که بیشتر در پوشش زیرین گنبد به کار می رود ، از انواع قوس طاق های ایرانی متشکل از دو جفت کمان حیاط می ریزد.
شبستان: فضای سر پوشیده بنا.
شره: ناودانی که از بالای ساختمان پیش آمده و آب را مستقیما از بام به حیاط می ریزد.
شش محل: اتاقی که با قطعات موزاییک تزیین شده است.
شکر سنگ: سنگ مها ، سنگی است میان سنگ شیشه و سنگ گچ. ریزه های آن به خرده های چینی شکسته می ماند.
شلال: قرار گرفتن خود روی گریو در اجراء ، هنگامی که پاکار قوس مستقیما به صورت خط قائم کمی پایین کشیده شود و بعد سوار گریو شود.
ص:
صحروج: ملات ساروج.
صفه یا چفته: سرپوشیده ، در خراسان ، به هر سرپوشیده ای اعم از پوشش سغ یا تخت می گفتند و در مناطق دیگر ، به ایوان ها و تالارهایی که با طاق پوشیده شده باشد گفته می شد.
صندوقه: حفره هایی که در داخل دیوار و با قراردادن آجر به دست می آید.
ض:
ضربی: نوعی پوشش طاق.
ط:
طاق آهنگ: طاق کوره پوش ، این نوع طاق ، به شکل یک نیم استوانه توخالی است که از حرکت یک قوس در امتداد یک خط به وجود می آید. استفاده این نوع طاق ، اغلب با فضای زیرین آن و به خصوص فضاهای مستطیل شکل ، مثل راهرو ها ، ایوان ها و غیره است.
طاق چشمه پوش: طاق چشمه یا کجاوه ، طاقی است با ساختمانی ساده که تمام بارهای وارده از پوشش اصلی خود را روی باریکه طاق هایی که به کمک تویزه های گچی ساخته شده اند ، انتقال می دهد.
طاق دزد (جهازه }: قوسی کور که بر بالای نعل درگاه زده می شود تا بخشی از بار بدنه زیرین درگاه را ، به دو جرز پهلوی درگاه منتقل می سازد.
طاق رومی: طاق به طول خشت ، سقفی است محدب ، مانند گنبد. شکل قرارگیری آجرها یا خشت ها در این طاق ، به گونه ای است که در مقطع عمودی و از منظر رو به رو به صورت ایستاده دیده ، و از مقطع افقی ، به صورت کامل نمایان است.
طاق گهواره ای: پوششی که به شکل گهواره می سازند.
طاق نصرت: چوب بستی برای جشن و چراغانی ، بنایی که عنصر مشخصه اش طاق است و به مناسبتی برای یادگاری در شهر برپا می شود.
طاق هلو چین: یا بیز ، نوعی چفد باربر با قوسی به شکل نیمه تخم مرغ.
طنبی: چادر ، در معماری به اطاق بزرگی گفته می شود که در وسط ساختمان قرار دارد و اطراف آن را دیگر فضا ها می گیرند ، به اتاق دراز نیز گفته می شود.
طنوی: طنبی ، اتاق مستطیل دراز و آفتابگیر.
طوقه چینی: گرد چینی ، آجرچینی دور میل چاه.
طوماری: تزیین حلزونی سرستون.
ع:
عرش: سقف ، سا یبان ، خانه مسقف.
عریش: سایبان.
علقر: گودی میان دو بام گهواره ای یا گنبدی.
غ:
غارتغاری: کاشی زرین فام.
غژر: آبشار.
غلام گردش: راهروی جانبی به دور جایگاه عبادت گزاران در انتهای مقابل مدخل کلیسا.
ف:
فخرو مدین: مشبک آجری.
فراوند: چوب سنگینی که در پشت در کوچه می گذارند تا گشوده نشود.
فرسب: شاه تیر ، تیر حمال.
فرسخ: واحد مسافت ، برابر سه میل یا شش کیلومتر.
فرسک: نقاشی هایی که برای زینت روی گچ دیوار صورت می گیرد.
فروار: اتاق بالای هشتی.
فلخمه: دخمه ، مقبره و گورخانه گبران.
فنجانی: پوشش کروی شیاردار.
فیلپوش: پوشش روی دیوار ، نوعی گوشه سازی به شکل نصف قیف ، نوعی اجرای پوشش گوشه در گنبد ، پوشش گوشه دیوار که از کنج شروع شده و بین دو دیوار متقاطع قرار می گیرد.
ق:
قاب بند: بیرون نشستگی ترکیب دار داخل دیوار ، طاق قوسی یا گنبد.
قبه: نشانی که سقف آن گرد و برآمده باشد.
قبله: سمت مکه معظمه که نمازگزار روی به آن می ایستد.
قدمگاه: جای پا ، جای پای مقدسین ، زیارتگاهی بر محل عبور بزرگان دینی.
قرقی: پی ، شالوده.
قشلاق: مناطق زمستانی سکونت اقوام چادر نشین ، در مقابل ییلاق که مناطق تابستانی آن ها است.
قفلی: آجری که یک چهارم از گوشه آن بریده شده و به شکل ( ال) باشد ، محل قرار گرفتن زایده چهارچوب در و پنجره در آجرهای نبش.
قلعه: دژ ، ارگ.
قوس تیز: وقتی دور و غلت قوس و ارتفاع آن از قوس شاخ بزی کمتر باشد قوس ، قوس تیز خواهد بود. این قوس ، هم باربر بوده هم تزیینی.
قوس جبار: قوس مدور بلند با ارتفاعی بیش از شعاع دایره.
قوس دزد: قوس باربر که در نمای قوس دیده نمی شود و معمولا در دل قوس تزیینی در درگاه ها و مواد دیگر اجرا می شود.
قوس سه کولی: ترکیب نیمی از یک دایره در وسط ویک چهارم قوس دایره در دو سوی آن. در واقع می توان آن را نوعی « کلیل » دانست.
قوس شکسته: وقتی ارتفاع – خیز – جست قوس ، در زیر بار خواهد شکست و بیشتر به شکل کاذب انجام می شود.
قوس کلیل: قوس های شکسته ای که معمولا از سه پارچه منحنی ساخته شده ؛ این قوس را در دیگر کشور ها قوس ایرانی می گویند.
قوس مربع: ترسیم این قوس ، در زمینه چهار مربع انجام می شود و غلت و دور آن تا تیزه بیشتر از ضلع چهار مربع می باشد. این قوس ، قوسی است باربر و تزیینی.
قوس معلق: قوسی است آویزان که دارای تکیه گاه مخفی می باشد.
قوم آهک: ماسه آهکی که ماسه های بسیار ریز اما بزرگ تر از ماسه بادی داشته و به عنوان ملات مقاوم به کار می رفته است.
قیدچه: از اجزای پنجره ، چوب افقی بین دو تکه شیشه پنجره.
قیر چارو: ملاتی است که به جای ملات سیمان امروزی به کار گرفته می شده است. به طور کلی ، ترکیبی است از شیره آهک بعلاوه گل رس خالص بعلاوه گچ نیم پخته نیمکوب بعلاوه ماسه دست ساز از شکر سنگ.
قیصریه: به معنی سرای دراز است و محل کار صنعتگران و پیشه وران ظریف کار مانند زرگران ، گوهریان ، سوزن دوزان و بزازان می باشد.
ک:
کاریز: کهریز ، قنات ، آبراه زیر زمینی.
کاز: تاق ، قوس.
کارشیو: پلان ، نقشه.
کاشی برجسته: نوعی کاشی با طرح های برجسته و گود.
کاشی بنایی: از انواع کاشی با طرح های هندسی متشکل از قطعات مثلث ، مربع و...
کاشی پیچ: خطوطی مورب از جنس کاشی که اغلب به رنگ فیروزه ای بوده و در نبش محراب ها و دهنه ورودی ها ، با زاویه ای نزدیک به 30 درجه حول محور عمودی می گردد ممکن است هر استوانه این چنین از چند فیتیله تشکیل شده باشد.
کاشی تراشیده: کاشی معرق.
کاشی شبکه: نوعی کاشی با شکل دندانه دار و مثلثی که از کنار هم چیدن آن ها ، سطوحی با شبکه لوزی به وجود می آید.
کاشی کاری معرق: کاشی های الوان ریز ، با نقش گل و بوته.
کاشی کاری معلقی: نوعی تزیین کاشی که نقوش آن دارای حرکت شطرنجی است.
کاشی کلک: نوعی کاشی به ابعاد 4 ضربدر 4 و 5 ضربدر 5 سانتی متر که در سقف و سطوح مابین چندسطح منحنی یا ستون به کار می رود.
کاشی معرق: در کاشی معرق ، نقش از تعداد بی نهایت قطعات به نام آلات به وجود می آید. نظر به این که این اجرا با زحمت و رنج و عرق ریختن معنوی همراه می باشد ، از این رو این نوع کاشی کاری به معرق مشهور شده است.
کاشی مهری: از شیوه های جالب ساخت کاشی. برای ساختن این نوع کاشی ، اغلب قالب های گود و برجسته ای را با گل پر می کنند تا پایه کاشی به شکل گود و برجسته آماده شود. سپس گودی ها ( یا گودی ها و برجستگی های با هم) با لعاب پر شده و در کوره پخته می شود.
کاشی هفت رنگ: از اواخر دوره تیموری و آغاز دوره صفوی کاشی کاری معروف به « هفت رنگ » جایگزین کاشی کاری معرق گردید. شیوه اجرای کاشی هفت رنگ به این ترتیب بود که ابتدا طرح های مورد نظر را روی مجموعه ای از کاشی های سفید به شکل مربع ، مستطیل ، ذوزنقه ، شش ضلعی ، هشت ضلعی که در کنار یکدیگر قرار داشتند پیاده می کردند و سپس نقش ها را به رنگ های مورد نظر رنگ آمیزی می نمودند. سرانجام کاشی ها را لعاب می دادند و در کوره می گذاشتند. هر یک از کاشی ها قسمتی از طرح را تشکیل می دادند که با کنار یکدیگر قرار دادن آن ها ، طرح کلی ساخته و پرداخت می شده است.
کال: خندق ، گودال.
کبال: ریسمان یا طنابی که از کنف یا لیف خرما تابیده شود و برای بستن تیر به ستون استفاده می شده است.
کجاوه/ کژاوه: طاق چشمه ، طاق و کجاوه ، پوشش بین دو تویزه که از هر دو طرف از چفت ها تبعیت می کند.
کدمبه: آهیانه.
کردو: کرت ، باغچه.
کریاس: طهارت خانه که در محلی از ساختمان ساخته می شود.
کژاوه / کجاوه: پوشش بین دو تویزه که از هر دو طرف از چفد ها تبعیت می کند.
کشاب: کشو ، چفت پشت در.
کف پوش: سطح پایینی بنا که بر آن پا می گذارند. با آن ، سطح کف بنا را برای استحکام و زیبایی یا همواری می پوشانند.
کفشک: تخته سنگ بلوکی زیر ستون ها و مجسمه ها.
کف شور: صفحه های مشبکی که روی روزن آبروی کف حمام ، بام و... می گذارند و آب از طریق آن دفع می شود.
کفل: حلفه هایی از سفال و مانند آن ، که در کانال قنات ها ( برای جلوگیری از ریزش دیوارها) می گذارند.اندازه آن برای عبور ایستاده یا دولارو مناسب باشد.
کلیل: کند ، نام یکی از انواع زیبای قوس ها ، قوس شکسته ای که معمولا از سه پارچه منحنی ساخته می شود و در دو سمت ، دو شکستگی دارد.
کمبیزه: گنبدی که مقطع افقی آن به جای دایره به شکل بیضی باشد.
کمربند سبز: کمربند سبز یا نواری از زمین پیرامون شهرها ، ایجاد ساختمان و تاسیسات دیگر در آن ممنوع بوده و برای گسترش آینده در نظر گرفته شده است. اغلب این قبیل زمین ها را با درخت کاری یا کشتزار مشخص می کنند.
کمرپوش: پوشش زیرین گنبد که بسیار کم خیز است ، ولی آهیانه نبوده و پوسته سومی است که زیر آهیانه اجرا می شود.
کند و کلیل: از انواع طرح های رایج در کاشی و بنایی.
کندویی: گنبد ارچین.
کنسول: رف تزیینی ، پیش آمدگی طاق و طاقچه بدون پایه و تکیه گاه.
کنگره: دندانه های بالای دیوار یا بارو.
کنوم: کرسی چینی.
کوتار: کوچه سرپوشیده.
کوتام: نوعی ایوان ، نوعی ساختمان تابستانی در گیلان ، بام سایبان دار ، ایوان مستفل چهار سو باز که روی چهار پایه بلند سوار است.
کوچه باغ: راه میان باغ ، کوچه ای که دوسوی آن باغ باشد ، کوچه ای که به باغی راه داشته یا از کنار باغی بگذرد.
کور ملات: بند عمودی آجرکاری.
کوشک: بنایی مکعب یا چند ضلعی که معمولا در وسط یا بخشی از محوطه باغ و فضای سرسبز ایجاد می شود و عمدتا همه جوانب آن دارای نما است. همچنین کلاه فرنگی نیز نامیده می شود.
کولاب: استخر ، تالاب.
کومه: کلبه ، اتاق بسیار محقر ، خانه ای موقتی که از نی و علف می سازند.
کهندژ ، قهندژ ، قندژ ، ارگ: دژ هایی که هسته اصلی شهر بوده اند ، دژ قدیمی.
کیش: امتداد قنات روی سطح زمین در دشت.
گ:
گاچه: طویله در بعضی از گویش های گیلکی.
گالی پوش: پوشش سقف با کلش و ساقه های برنج.
گاورس: ماسه هایی که به اندازه دانه ارزن است.
گاوسر: تیرک اصلی چادر.
گره: نقش هندسی.
گره سازی: نقش هایی که به صورت شکسته است و خطوط مستقیم دارد.
گریو: استوانه بلند ساقه و گردن گنبد های دو پوسته گسسته ، ساقه بلند.
گز: واحد اندازه در ایران ، گز بنایی ، گز معادل 666/106 سانتی متر است.
گنبد دوپوش: گنبدی که دارای دو پوشش باشد.
گنبد دو پوش پیوسته: گنبدی که دارای دو پوشش بوده و فاصله دو پوشش با هم نزدیک باشند.
گنبد دو پوش گسسته: گنبدی که دارای دو پوشش فاصله دار باشند.
گنبد رک: گنبدی که پوشش آن شبیه مخروط باشد ( نوک تیز هرمی شکل داشته باشد).
گنبد سه پوش: گنبدی که دارای سه پوشش در فاصله های معین باشند.
گوشواره: گوشه سازی و مقرنس کاری زوایای طرح مربع بع دایره در داخل گنبد را « گوشواره » می گویند.
ل:
لاچسبانی: رج عمودی.
لاشه کاردی: برای بلند گرفتن پشت رج ، ممکن است ملات کافی نباشد ، در این صورت آجر به صورت نیم لایی فارسی تراشیده می شود و پشت رج قرار می گیرد و آجر بعدی روی آن گذاشته می شود.
لغاز: برجستگی عمودی کنار دیوارها ، پیش آمدگی ستون یا دیوار. عضو فائم بنا و گاه تزیینی در دو طرف درگاه که چهار چوب در و پنجره درون آن نصب می شود.
لمبه کوبی: تخته هایی بزرگ و یک اندازه که به جای قاب در زیر سقف ها استفاده می شود.
لونه: ترکیبی از نخاله گچ ، خاک و ماسه است که برای فرش کردن کف به کار می رود.
م:
مازو: شاه تیر ، تیر نوک سقف.
مالرو: جاده و راه ناهموار و صعب العبور ی است که مخصوص تردد حیوانات بارکش و عابرین پیاده است.
ماهوتی: ملات تگرگی.
مجصص: گچ اندود.
مجلسی: اتاق پذیرایی ، محل تشریفات.
محراب: جای ایستادن پیش نماز در مسجد. طاق نماهایی که جهت قبله را مشخص می کند. در کلیسا ها ، محل قرار گرفتن اسقف اعظم می باشد.
مخیم: خیمه گاه.
مدر: کلوخ.
مشبک: از انواع طرح های رگ چینی آجر، یکی از شیوه های گچبری ، از انواع شیوه های تزیینی با کاشی.
مشرفه: دیوارک یا جان پناه کنگره ای در بالای باروی قلعه ، به شکل چهارگوش یا سه گوش.
مشکات: طاقچه و منفذی که در آن چراغ می گذارند.
مصلی: فضای باز برای برگزاری نماز در اعیاد مذهبی.
مضرس: دندانه دندانه ، گنبد ارچین.
مطین: از انواع مقرنس ، به شکل مقرنس ساده است جز آن که ارتفاع طبقات آن با یکدیگر متفاوت است و گاهی دو یا سه طبقه آن بدون ضلع و فقط دارای سقف هایی است.
مظلل: سایه افکن.
معجر: نرده ، نرده سنگی ، حصار داخلی بام ، اصل این کلمه محجر است.
مقرنس: قناس بندی قوسی. نوعی سقف تزیینی متشکل از چند ضلعی ها و اجزای ظاهرا آویخته که هر یک به عنوان پایه ای برای بخش بالایی عمل می کنند. آن چه به شکل پله پله بسازند یکی از زیبا ترین عناصر تزیینی که برای پوشاندن گوشه های خالی یعنی بین گنبد و مربع ، یا زیر پوشش اصلی طاق ها و ایوان ها به عنوان تزیین به صورت سقف کاذب و یا روی دیوارها در قسمت بالا به صورت کتیبه ، یا روی سر ستون ها با مصالح مختلف ساخته می شود.
مقصوره: سرای حصاردار ، جای ایستادن پیش نماز در مسجد ، محلی از مسجد است که مخصوص خلیفه یا پیش نماز می ساختند تا برای نماز گزاردن در آن جا بایستد و از دسترس دشمنان دور باشد ، گنبد خانه ، قسمت اصلی مسجد است که محراب در آن قرار دارد ، در اصل فقط به محل محراب گفته می شده است ، فضای زیر گنبد.
ممر: گذر گاه و جای عبور.
ممزوج: مخلوط تفکیک ناپذیر.
منا: مناره ، آتشگاه و روشنی جایی که در آتش فروزان و فانوس آویزان در بالای آن ، مسافرین را در شب راهنمایی و ساکنین اطراف خود را نور ببخشد. یک منار از پایه ، ساقه ، سرپوش و راس تشکیل شده است.
مناره: منار ، بنای ستون مانند و بلند ، بنایی بلند و رفیع در کنار مساجد و بقاع متبرکه و یا جهت راهنمایی مسافران در کنار جاده ها ، جایگاه رفیع برای اذان گفتن ، مناره ها همچنین در مهار رانش طاق درگاه ها موثرند.
منهول: حوضچه بین دو فاضلاب.
مهتابی: سکو ، بالن ، جایی سقف دار و بی در در جلوی خانه ، چیزی شبیه حیاط در طبقات بالایی ساختمان ، فضای برآمده نسبت به کف صحن یا حیاط مرتبط بالایی ساختمان.
میانسرا: حیاط ، در خانه های شهرهای مختلف مانند یزد ، شیراز ، اصفهان ، کرمان و... به صورت باغی کوچک عمل می کرده است.
میزاب: ناودان.
مینایی: از انواع کاشی.
مینوتکاری: طرحی در هنر گچبری.
ن:
ناسمان: اندامی که بستر مسیر عبور آب از فراز دره یا گودی است.
ناکش: کانال تهویه هوا به منظور دفع رطوبت ، حفره ای که رطوبت بنا از طریق آن خارج می شود.
نخیر: تورفتگی های بنا در پلان.
نرگسی: از انواع نقوش گچبری.
نسار / نسر: قسمت پشت به آفتاب ساختمان.
نعل اسبی: یکی از انواع قوس ها ، قوسی است با غلت زیادتر از قوس کمانی و کمتر از قوس نیم دایره. این قوس به دلیل کمانی بودن ، تحمل زیادی در برابر نیروهای فشاری دارد. نیرو در این قوس ، از سر قوس به طور یکنواخت به دو تکیه گاه و از تکیه گاه به نما انتقال می یابد.
نعلبکی: پیش زدگی بالای مناره در زیر گلدسته ، جایی که قطر مناره یکباره زیاد و گلدسته روی آن سوار می شود.
نغل: گودی.
نقول: نغول ، گودی تزیینی بالای سر در ها و طاق نما ها ، تورفتگی ها تزیینی دیوار ، عقب نشینی دیوار بین دو فیلیپا.
نمبند: ورق عایق رطوبت در میان جرز و دیوار.
نهاز: برجستگی ها و بیرون زدگی های بنا در پلان.
نهایه: آرم ، سنگ هایی که برای نشانه گذاری راه روی هم می چینند.
نهور: پرسپکتیو.
نیارش: در معماری ایران ، به کلیه کارهای به کار رفته که برای ایستایی و پایداری بنا انجام می گرفت. نیارش ، مجموعه ای است از امور محاسباتی و استاتیکی مصالح شناسی ، انتخاب و استفاده از مناسب ترین و کمترین مصالح. شناخت کمیت و کیفیت نیرو و مصالح ساختمانی.
نیم قرص: جام نورگیر ، نورگیر شیشه ای بنا.
نیم کار: نصف چشمه که عملکردهایی مثل سر در ورودی و محراب دارد.
و:
واتغر: بادگیر.
واجار: بازار.
واچار: محل اجتماع ، داد و ستد ، گفت و گو و مشورت مردم.
وادی: گشادگی بین تپه ها ، شکاف میان دو کوه که معمولا گذر گاه سیل است ، دره آباد و خرم.
واژار: بازار.
واشان: تیر های چوبی سقف.
واکوب: از انواع آجر که خشت آن را بعد از خارج کردن از قالب ماله کشی می کنند.
واکوفته: واکوب ، آجری که در قسمت خشت ، آن را بعد از خروج از قالب با تخته صاف کرده باشند.
والاد: دیوار ، سقف و پوشش خانه ، کالبد طاق و گنبد ، عمارت گلین و رنگین ، دیوار آجری و سنگی ، هر مرتبه از چینه ، پی و شالوده.
والادگر: بنا و معمار ساختمانی.

وب سایت رویتر: وب سایت ویتر دات آی آر.
وجیل: گودال.
ورسیج: آستانه خانه ، سقف.
ورغ ، سد و آب بند چوبی و علفی.
ورکد: غرفه.
وستاخ: اتاق خصوصی و خلوت.
هـ:
هج: وقتی که دو بند در قوس بیضی ، با هم زاویه قائمه تشکیل دهند ، هج به علم کردن چوب می گویند.
هدش: نشیمن.
هدیش: تالار.
هرزه بند: بند عمودی بین آجر ها.
هرزه بند ملات: ملات داخل هرزه بند ، ملاتی که بند های عمودی خشت و آجر را پر کند ، ملات بین درزهای عمودی آجر و خشت.
هرنج: دهانه قنات.
هرنو ( هورانه): سوراخ سقف ، در مناطق گرمسیری و معتدل ، در سقف ( نورگیر سقف بازار) ، هرنو یا هورانه ( به معنای تخمدان ختمی که گرد است) ساخته می شود.
هره کردن: ردیف سازی آجر از طول در لبه کار.
هزار باف: طرخ های تزیینی سراسری با آجر و کاشی.
هشتک: هشتی کوچک ، آرامگاه و مقبره کوچک.
هشت و گیر: نوعی گره سازی تزیینی ، برجسته و فرو رفته.
هفت و هشت: از انواع نقوش گره سازی ، آجر چینی و گره چینی آجری.
هلو چین: تاب ، سهمی ، قوسی به شکل نیمه تخم مرغ. نوع معمول چفد در شمال ایران ، تاق باربر.
همگنی: اجزای تشکیل دهنده ساختمان که متجانس ( هم جنس) و هم شکل باشند.
همگین: مصالح متجانس و هم شکل که دارای تجانس فیزیکی هستند.
هنجه: کشیده یا طنبی ، اطاق کشیده و طویل.
هودلبند: رصد گاه ، رصد بند ، رصد خانه.
هور: طرح یا پروژه.
هویه: تورفتگی پاکار قوس ، قسمت تو رفته پاکار قوس به شکلی که دهانه قوس بزرگ تر از دهانه بین پایه های قوس باشد. هیر کده: آتشکده.
هیزن: تیر.
ی:
یزدی بندی: نوع خاصی از نحوه کاربندی زیر گنبد ، پوشش قوسی شکل ورودی ها که به طور معمول از نظر تزیینی نیز جلوه ای خاص به فضایی که در بر گرفته می بخشد. یزدی بندی حالتی است بین رسمی بندی و مقرنس.
یک ایوانی: دیوار یا قوسی که در یک خط ممتد و مستقیم ادامه دارد.
یورت: هرگونه فضای سر پوشیده.


ساختمان

building

بلند مرتبه

high-rise

کوتاه

low-rise

میان مرتبه

mid-rise

آسمان خراش

skyscraper

طبقه

story

زیر زمین

basement

همکف

ground floor

طبقه اول

first floor

کف

floor

نما

facade

بالکن

balcony

حیاط

courtyard

حیاط مرکزی

atrium

پاسیو (حیاط خلوت)

patio

پیش کف

deck

سازه

structure

سرامیک

ceramic

سقف

ceiling

سنگ

stone

آتش بند

fireproofing

شومینه

chimney

شیشه

glass

صفحه

plate

صوت

sound

اکوستیک

acoustics

طراحی

design

فرم

form

شکل

shape

بافت

texture

کالبد

fabric

الگو

pattern

سبک

style

بیان هنری

expression

بین النهرین

Mesopotamia

معماری مصری

Egyptian architecture

معماری یونان

Greek  architecture

معماری ایرانی

Persian architecture

معماری کلاسیک

Classical architecture

معماری رومی

Roman architecture

روم

Rome

رویتر

Reviter

معماری رومانسکی

Romanesque architecture

معماری اسلامی

Islamic architecture

معماری گوتیک

Gothic architecture

رنسانس

Renaissance

معماری رنسانس

Renaissance architecture

رکوکو

Rococo

نئوکلاسیک

Neoclassicism

معماری مدرسه هنرهای زیبائی پاریس

Beaux–Arts architecture

التقاط گری

eclecticism

هنرنو(آرت نوو)

Art Nouveau

باوهاس

Bauhaus

دی استایل

de Style

سبک بین المللی

International style

مدرنیسم

modernism

پست مدرنیسم

post- modernism

عملکرد گرایی

functionalism

معماری ارگانیک

Organic architecture

های تک

high-tech

واسازی

deconstruction

پیشتاز

avant-garde

تاق

vault

طراحی

drawing

طراحی دست آزاد

free hand drawing

تصور

image

اسکیس

sketch

نقشه کشی

drafting

شبکه

grid

مقیاس

scale

ترسیمات پارالاین

paraline drawing

تیر

beam

چوب

wood

الوار

lumber

حرارت

heat

دما

temperature

دماسنج

thermometer

رسانایی

conduction

همرفت

convection

تابش

radiation

عایق حرارتی

thermal insulation

رطوبت

humidity

سرمایش

cooling

گرمایش

heating

خاک

soil

خرپا

truss

در

door

دیوار

wall

دیوار باربر

bearing wall(load-bearing wall)

دیوار غیر باربر

non bearing wall(non-load-bearing wall)

نعل درگاه

lintel

دیوار خارجی

exterior wall

دیوار داخلی

Interior wall

دیوار حایل

retaining wall

رنگ

color

رنگ آمیزی ساختمان

paint

روشنایی

light

لامپ

lamp

نورپرداری

lighting

نظم

order

تنوع

variety

تضاد

contrast

آشفتگی

chaos

محور

axis

تعادل

balance

تقارن

symmetry

ریتم

rhythm

تکرار

repetition

راستا

direction

تناقض

contradiction

هماهنگی

harmony

تناسب

proportion

مدول

module

فرایندطراحی

design process

برنامه

program

پروژه

project

خلاقیت

creativity

ایده

idea

رطوبت

moisture

غشاء

membrane

فلز

metal

فولاد

steel

آهن

iron

چدن

cast iron

زنگ

rust

قاب

frame

قاب صلب

rigid frame

قوس

arch

کلید قوس

keystone

کلیسا

church

گنبد

dome

بار

load

بارزنده

live load

بارمرده

dead load

زلزله

earthquake

مرکز سطحی زلزله

epicenter

کانون زلزله

hypocenter (focus)

گسل

fault

صفحه

plate

بام

roof

بام تخت

flat roof

بام شیب دار

pitched roof

نورگیربام

sky light

سفال بام

roof night

قیر نفتی

asphalt

بتن

concrete

سیمان

cement

بتن مسطح

rein forced concrete

آرماتور

rein forcing bar (rebar)

بنایی

masonry

مالت

mortar

پلاستیک

plastic

لاستیک

rubber

پله

step

راه پله

stairway

رشته پله

flight

رمپ

ramp

پاگرد

landing

پنجره

window

پوسته

shell

پی

foundation

شمع

pile

تئاتر

theater

تاریخ

history

تمدن

civilization

به جامعه

society

فرهنگ

culture

آجر

brick

آجرکاری

brickwork

واحد اندازه گیری

measure

دستگاه متریک

metric system

طول

length

مساحت

area

حجم

volume

تزئین

ornament

موزاییک

mosaic

آسانسور

elevator

پله برقی

escalator

اتاق

room

راهرو

hallway

کریدور

corridor

پلان باز

open plan

گالری

gallery

فضا

space

مکان

place

سیرکولاسیون

circulation

معمار

architect

مهندس

engineer

پیمان کار

contractor

اجرا

construction

مهندس ناظر

building official

پش سازی

prefabricate

الکتریسیته

electricity

فاز

phase

اندود

plaster

انرژی خورشیدی

solar energy

خانه ی خورشیدی

solar house

سیستم گرمایش خورشیدی

solar-heating system

سیستم گرمایش خورشیدی فعال

active solar- heating system

جهت گیری نسبت به خورشید

solar orientation

سیستم گرمایش خورشیدی غیر فعال

passive solar- heating

لوله کشی

plumbing

مصالح

material

معبد

temple

هرم

pyramid

رواق

colonnade

مسجد

mosque

منبر

mimbar

محراب

mihrab

صحن

shan

رواق

riwaq

علم

science

هنر

art

زیبایی شناسی

aesthetics

زیبایی

aesthetic- beauty

طراحی شهری

urban design

طراحی داخلی

interior design

برنامه ریزی شهری

city planning

نقشه برداری

survey

نیرو

force

هندسه

geometry

Atrium (حیاط مرکزی)
یکی از ساختارها در اصطلاحات معماری است که بیشتر در خانه های بزرگ و قدیمی کاربرد داشت. در این ساختار اجزای ساختمان اصلی به دور یک حیاط مرکزی نظم میگیرند. حیاط مرکزی در معماری ایران نوعی معماری پایدار را تعریف میکند. در صورتی که اجزای فرعی ساعتمان مانند راهروها و اتاق های خدماتی به دور حیاط قرار گیرند، نمیتوان گفت حیاط مرکزی داریم، مانند کاخ بلنهام در انگلستان.

حیاط
Acoustics (اکوستیک)
در صوت و موسیقی صداها را به دو روش میتوان دریافت کرد؛ مستقیم و غیرمستقیم. صوت مستثیم به شکل کروی شکل انتقال پیدا میکند و از منبع بطور مستقیم به شنونده خواهد رسید به دلیل کروی بودن شکل صدا در تمامی جهات دارای منبع مشخصی است. اما در حالت غیر مستقیم صدا بر اثر برخورد کردن با سطح بازگشت یافته و سپس به دریافت کننده خواهد رسید. و با خروج صدا از مسیرهای مختلف دریافت میشود. اکوستیک در واقع یه معنی کنترل انتشار مستقیم و غیرمستقیم توسط صوت میباشد.

Art Nouveau (هنرنو (آرن نوو))
در هنرهای کاربردی، معماری بخصوص در هنرهای تزئینی جریانی بین المللی است. در این هنر نو که واکنشی در برابر هنر آکادمیک در قرن نوزدهم بودریال از فرم‌ها و ساختارهای طبیعی، مخصوصا خطوط منحنی و مواج گل‌ها و گیاهان داشت.

avant-garde (پیشرو)
در اصطلاحات معماری به هنرمندان یا آثاری گفته میشود که ماهیتی نوآورانه، تجربی یا رادیکال دارند. همچنین در یک دوره پیشتروترین مضامین و اسلوب‌ها را در آثارشان داشته‌اند و معمولا در جنبش‌های نو بانی بوده‌اند. در این سبک که گرایشی بوده عموما هنجارهای جامعه در حوزه فرهنگ و هنر به چالش کشیده میشده است.

axis (محور)
در اصطلاحات تخصصی معماری محور خطی بصری یا فیزیکی است که کمکی برای جهت‌گیری و قرارگیری یک ساختار است. برای رهنمون ساختن ادراک حسی و ذهنی مخاطبان به سمت سوژه خاص معماران از انواع محورهای هندسی، فیزیکی و مفهومی استفاده می کنند.

Arch (قوس)
به سازه های منحنی شکل در معماری که معمولا در روی دهانه‌ها برای پوشش ساخته می‌شوند. کاربردهایی مانند گنبد و طاق نیز میتوانند داشته باشند.

قوس


Building (ساختمان)
در اصطلاحات تخصصی معماری ساختمان سازه یا بنایی است که معمولا برای زندگی و یا کار ساخته میشود و باعث تقسیم محیط به دو بخش بیرون و درون خواهد شد. ساختمان ها از نظر اندازه به ساختمان‌های بلندمرتبه و آسمان‌خراش ها تقسیم می شوند که بستگی به ارتفاع آن ها دارد.

همچنین مطالعه کنید پرکاربردترین اصطلاحات برق

Basement (زیر زمین)
زیرزمین جایی است که زیر سطح زمین به عمق حداقل یک طبقه از ساختمان ساخته شود.

Balcony (بالکن)
در اصطلاحات انگلیسی معماری بالکن قسمتی از ساختمان است که معمولا از دیواره‌های ساختمان بیرون زده است. بالکن جزئی از الحاقات ساختمان میباشد که در مساحت بنا محاسبه می شود. بالکن حداقل از یکسو بیرون از ساختمان قرار دارند و مسقف هستند. برخی از بالکن‌ها از دو یا سه طرف باز هستند و قسمت های بسته نرده یا نیم دیوار و یا ترکیبی از این هستند.

Beaux–Arts architecture (معماری مدرسه هنرهای زیبائی پاریس)
این مدرسه برجسته‌ترین مدرسه عالی در رابطه با هنرهای زیبای کشور فرانسه است و در شهر پاریش قرار دارد.

معماری مدرسه هنرهای زیبائی پاریس
Bauhaus (باوس‌ها)
در اصطلاحات معماری مدرسه ای درباره معماری و هنرهای کاربردی در کشور آلمان است. که در سال های 1919 تا 1933 هنرمندان و طراحی را برای پیوند میان طرح و فن پرورش داد.

Beam (تیر)
در اصطلاحات تخصصی معماری یکی از اجزای مورد استفاده در سازه تیر است. وظیفه تیرها تحمل تنش‌هایی است که از نیروهای برشی و لنگر خمشی که نشات گرفته از بارهای وارد شده ر وزن خود تیر است، میباشد.

bearing wall (load-bearing wall) (دیوار باربر)
در اصطلاحات معماری به دیواری باربر گفته می شود که علاوه بر وزن خود، وزدن طبقات بالا و وزن سقف ها را نیز تحمل میکند و آن را به فوندانسیون ساختمان منتقل میکند. دیوارهای باربر هم داخلی و هم خارجی هستند.

همچنین مطالعه کنید اصطلاحات کشاورزی

balance (تعادل)
در اصطلاحات معماری تعادل سبب ایجاد موازنه در اجرای ساختمان می شود.


Courtyard (حیاط)
حیاط در خانه به محیطی گفته میشود که در جلوی خانه قرار دارد. همچنین میتواند در اشغال ساختمان نباشد و با گل‌کاری و درختکاری پوشیده شده باشد.

Ceramic (سرامیک)
سرامیک ماده‌ای جامد، غیر فلزی و غیر آلی است که از ترکیب فلزات و غیر فلزات شکل گرفته است. سرامیک ها در دماهای بالا تولید و سپس سخت می شوند. سرامیک‌ها بطور کل مقاوم در برابر خوردگی و شکننده هستند.

Ceiling (سقف)
در اصطلاحات معماری سطح بالایی در یک سازه یا اتاق سقف نامیده میشود که برای محافظت از باران و برف، برودت و آفتاب میباشد. در ساختمان های چد طبقه نیز سقف یک طبقه به عنوان طف طبقه بالایی است.

Chimney (شومینه)
شومینه ساختاری که درون ساختمان قرار میگیرد و برای گرمادهی و در گذشته برای پخت و پز به کار میرود.

Classical architecture (معماری کلاسیک)
در اصطلاحات تخصصی روشی از معماری است که از عناصر معماری دوران کلاسیک روم و یونان استفاده میکند.

Conduction (رسانایی)
در اصطلاحات معماری هرچقدر مصالح موجود در بین دیوار متراکم تر باشد حرارت راحت‌تر از آن عبور میکند. به عنوان مثال تراکم بتن از چوب بیشتر است و هدایت حرارت بالاتری دارد.

Convection (جابجایی)
در اصطلاحات معماری انتقال حرارت از سطوح گرم به سطح سرد را همرفت یا جابجایی میگویند.

Cooling (سرمایش)
به فرایند پایین آوردن دما و کاهش آن سرمایش می گویند. سرمایش باید توسط یکی از دستگاه‌های سردکن، یخزن‌ها، یخسازها، خنک‌کن‌ها انجام شود.

همچنین مطالعه کنید پرکاربردترین اصطلاحات هنر

Color (رنگ)
Contrast (تضاد)
در اصطلاحات معماری تضاد سبب قدرت بیان بصری بیشتری می شود و برقراری ارتباط را آسانتر میکند. علاوه بر این‌ها باعث تحریک بیننده میشود و معنی و مفهموم میام را نیز اهمیت میبخشد.

Chaos (آشفتگی)
Contradiction (تناقض)
Creativity (خلاقیت)
در اصطلاحات معماری خلاقیت فرایندی از ذهن است که ترکیبی از ابتکار و انعطاف پذیری است که به تولید محصول ارزشمند، نوآورانه و کاربردی میپردازد.

cast iron (چدن)
خانوده‌ای از آلیاژهای آهنی که از آهن، کربن و سیلیسیم ساخته شده است.

Church (کلیسا)
در اصطلاحات معماری کلیسا محل عبادت مسیح است، که برای گردهمایی و اجتماع انسان هایی که عقاید مذهبی مشترکی دارند طراحی شده است.


Deck (پیش کف)
Design (طراحی)
de Style (دی استایل)
در اصطلاحات تخصصی معماری جنبشی معماری در سال 1917 بود که توسط هنرمندان هلنی اداره میشد.

Deconstruction (واسازی)
یکی از سبک های معماری است که مستقیما از فلسفه دی کانستراکشن استخراج شده است.

Drawing (طراحی)
در اصطلاحات معماری، طراحی نوعی تکنیک است که باید به توصیف ساختمان و تعریف و خصوصیات یک بنا اشاره کرد.

Drafting (نقشه کشی)
Door (در)
Direction (راستا)
design process (فرایند طراحی)
به دستوالعملی که به منظور معرفی نظامی در میان فعالیت‌های تفکر، فعالیت‌هیا اجرایی و … که دارای سیسله مراتب هستند.


همچنین مطالعه کنید اصطلاحات انگلیسی مدیریت

Expression (بیان هنری)
در اصطلاحات معماری هنر مجموعه ای از آثار انسان است که بر احساسات و هوش افراد اثر میگذارد و همچنین معنا و مفهمومی مشخص را خلق می نماید. هنر همیشه زیبایی ندارد و نمیتوان زیباشناسی یکتایی برایش تعریف کرد اما همیشه با خلاقیت انسان همراه است.

Egyptian architecture (معماری مصری)
در اصطلاحات اتگلیسی معماری یکی از شاخص ترین تمدن های زمانه خود است و در طی 10 هزار سال واقع شده است. بناهای بی نظیری مانند مجسمه ابوالهول و اهرام سه‌گانه مصر از میراث معماری مصر به شمار می رود.

معماری مصری
exterior wall (دیوار خارجی)
در اصطلاحات تخصصی معماری دیوارهای خارجی دیوارهایی هستند که مشرف به حیاط، کوچه یا خیابان هستند و دارای ویژگی‌های مانند جلوگیری از نفوذ رطوبت، سرما و سر و صدا میباشند. دیوارهای خارجی باید بتوانند شرایط اقلیمی منطقه را تحمل کنند.


first floor (طبقه اول)
floor (طبقه)
به هر قسمتی از ساختمان که دارای سقف است، گفته می شود و محلی برای زندگی، کار و بازی می باشند.

Facade (نما)
در اصطلاحات معماری سوی بیرونی ساختمان نما نام دارد. نمای ساختمان دو عنصر ریتمای افقی و عمودی ار در خود جای می دهد. جزئیات نما که در دید 140 هستند عمودی و جزئیاتی که در دید 160 درجه هستند افقی نام دارند.

Fireproofing (آتش بند)
در اصطلاحات معماری و در ساختمان آتش بندها سیستم‌هایی برای محافظت در مقابل آتش هستند و برای قسمت های مختلف ساختمان تعبیه می شود. از آتش‌بندها برای عایق‌بندی بازشوها و اتصالات در محل‌های مقاوم در مقابل آتش به کار میرود. هدف از طراحی آتش‌بندها بالا بردن مقاومت دیوارها و کف‌ها در برابر آتش است.

Form (فرم)
در اصطلاحات معماری به خلق فضا گفته می‌شود.

Fabric (کالبد)
Functionalism (عملکرد گرایی)
در اصطلاحات معماری به سبکی گفته می‌شود که عملکرد ساختمان یا طرح معماری رابیشتر از دیدگاهی مانند زیبایی – اقلیم مد نظر طراح بیان میکند.

free hand drawing (طراحی دست آزاد)
frame (قاب)


ground floor (طبقه همکف)
glass (شیشه)
Greek architecture (معماری یونان)
معماری یونان
Gothic architecture (معماری گوتیک)
معماری گوتیک
Grid (شبکه)


high-rise (بلند مرتبه)
در اصساختمانی که بلند و چند طبقه است که انواع کاربردهای مسکونی، تجاری یا اداری دارد. تفاوت ساختمان های بلندمرتبه و آسمان‌خراش ها در اتفاع آنهاست. کمترین ارتفاعی که یک ساختمان بلندمرتبه میتواند داشته باشد عدد واحدی تعریف نشده اما اکثر بر روی ارتفاع 23 متری اتفاق نظر دارند. در ایران ساختمان هایی که از 6 طبقه بیشتر باشند بلندمرتبه نامیده می شوند.

همچنین مطالعه کنید اصطلاحات حسابداری

high-tech (های تک)
در اصطلاحات معماری نوعی سبک معماری است که در دهه 1970 شکل گرفت و ترکیبی از عناصر پیشرفته تکنولوژی و صنعت می باشد.

Heat (حرارت)
Humidity (رطوبت)
Heating (گرمایش)
در اصطلاحات معماری به فرایند افزایش دما گرمایش میگویند. دستگاه‌های گرمایشی زیادی از قبیل رادیاتورها، آبگرمکن‌ها، فن کویل‌ها، پکیج شوفاژ دیواری، موتورخانه و غیره هستند که فرایند گرمایش توسط آن ها صورت میپذیرد. یکی دیگر از روش‌های تولید گرما، سیستم حرارتی از کف است گرما را از طریق تابشی سهم زیادی در فرایند گرمایشی دارد.

Harmony (هماهنگی)
در اصطلاحات معماری یکی از عوامل مهم در معماری است. برای استوار بودن یک ساختمان باید بین نیروی های وارده به ساختمان و اجزای نگهدارنده تعادل وجود داشته باشد. هماهنگی و تعادل یکی از وظایف یک ساختمان است که برای تاسیسات و فضاها و تمامی اجزاء الزامیست.


Islamic architecture (معماری اسلامی)
در اصطلاحات انگلیسی معماری سبک های معماری که با اسلام مرتبط هستند و شامل تمامی سبک‌های مذهبی و غیرمذهبی از زمان صدر اسلام تا اکنون می‌شود. ابتدا معماری اسلامی تحت تاثیر معماری رومی، بیزانسی، ایرانی و بین النهرینی و تمامی سرزمین هایی بوده است که مسلمانان در قرن هفتم و هشتم فتح نموده‌اند.

International style (سبک بین المللی)
در اصطلاحات تخصصی معماری مدرن میباشد که در سال‌های 1920 تا 1930 در آمریکا و اروپا بنیانگذاری شد. سه ویژگی مهم این سبک که باعث منحصر بفرد شدنش شده عبارت است از: تجلی حجم به جای جرم، تاکید بر تعادل به جای تعصب بر تقارن، عدم به کار بردن پیرایش و زیور.

Lintel (نعل درگاه)
در اصطلاحات معماری نعل درگاه یک قطعه چوب یا فلز است که در قسمت بالایی پنجره گذاشته می شود و وظیفه تحمل آجر و اجزای بالایی را دارد.

Interior wall (دیوار داخلی)
در اصطلاحات انگلیسی معماری دیوارهای داخلی، دیوارهایی هتسند که در داخل فضای ساختمان قرار دارند و باعث جداسازی فضاها می شود.

Idea (ایده)
در اصطلاحات معماری ایده‌ها حاصل تفکر، آگاهی‌ و تفکرها می باشد. و ارتباط مستقیم با ذهن طراح و چهان پیرامون او دارد. به این ترتیب که اطلاعاتی توسط حواس او کسب شده و نقش مهمی در ایفا و پیدایش ایده دارند.

Iron (آهن)
آهن عنصری شیمیایی است که از نظر جرم بزرگترین عنصر سازنده در کره زمین است. در ساختمان سازی آهن نقش ویژه‌ای را ایفا می کند که مهمترین آن‌ها تیرآهن است. پروفیل آهن از نظر ظاهری دارای سطح مقطعی به شکل I و H انگلیسی می باشد.


Keystone (سنگ تاج)
در اصطلاحات انگلیسی معماری به سنگ تیزه تاق ، سنگ تاج میگویند. یم قطعه سنگ ذوزنقه‌ای که در در تاجگاه قوس یا اوج نشسته است. سنگ تاج در چفته است و استحکام سازه را تضمین میکند و همچنین نقشی تزئینی نیز دارد. نام های دیگر سنگ تاج عبارت‌اند از تاج‌مهره، تاج قوس، کاکل یا قطاع.

سنگ تاج


low-rise (ساختمان های کوتاه)
Lumber (الوار)
به قطعات بریده شده چوب می گویند که در بسیاری از کاخانه ها به عنوان ماده اولیه برای ساختمان سازی و نجاری استفاده می شود.

Light (روشنایی)
در اصطلاحات معماری استفاده از آن میتواند نیازهای مادی و معنوی انسان را برآورده سازد و میتواند در مصرف انرژی فسیلی صرفه جویی شود.

Lighting (نورپردازی)
در اصطلاحات معماری نورپردازی مبحث مهمی است. در معماری سعی میشود تا از نور طبیعی بهره گرفته شود و ابزار و تجهیزات را برای تامین نور مصنوعی به کار میبرند. نور با عناصری مانند الگوها، بافت‌ها، رنگ‌ها و مصالح معنا پیدا خواهد کرد.


Mesopotamia (بین النهرین)
در اصطلاحات تخصصی معماری، بین النهرین منطقه ای در آسیا غربی در ادامه رود های دجله و فرات و میان آن ها که از جنوب به شمال از خلیج فارس تا رشته کوه های کشور ارمنستان و از سمت شرق به غرب از فلات ایران تا بیبان های شام ادامه دارد.

Modernism (مدرنیسم)
این واژه در اصطلاحات معماری به سبک مدرنیسم اشاره دارد. این سبک تلفیق تفکرات نوگرایانه انسان امروزه با تجربیات معماری گذشته است. ترکیب ابعاد و اجسام مختلف در طراحی نما های ساختمانی نوعی از مدرنیسم است. هرکدام از این اجسام به نوعی بیانگر رشد زندگی انسان به شکل مدرن است.

Module (مدول)
برخی از اصطلاحات انگلیسی معماری مشترک با دیگر رشته ها می باشند. واژه مدول نیز با رشته های مدولاریستی، هنرهای تجسمی، مجسمه سازی، موسیقی و… مشترک است. مدول معمولا به چیزی اختصاص داده میشود که از قبل ابعاد و ندازه های آن مشخص است( مدول به دفعات زیاد در طرح تکرار می شود).

Moisture (رطوبت)
رطوبت در معنای عمومی خود به معنای نم داشتن و خیس بودن سطحی است که با لمس کردن مقدار نم و رطوبت آن مشخص میشود. در هواشناسی نیز از کلمه رطوبت استفاده میشود و میزان رطوبت هوا قابل انداطه گیری است. در اصطلاحات تخصصی معماری منظور رطوبت در ساختمان است.

Membrane (غشاء)
در معنای عمومی این اصطلاح به معنای پرده، حباب،پوسته است و در اصطلاحات تخصصی معماری به چیزی اتلاق میشود که باعث پوشش سطح دیگری باشد.

Metal (فلز)
فلز ماده ای است که قابلیت جلا دارد. رسانا است و برق و گرما را از خود عبور میدهد. در اصطلاحات معماری نیز فلز به معنای عمومی خود به کار برده می شود.

همچنین مطالعه کنید مهم ترین اصطلاحات ادبی


Neoclassicism (نئوکلاسیک)
در معنای اصطلاحات تخصصی معماری این واژه به معنای پوششی بر روی امکانات و طراحی های مدرن است. یکی از نمونه های خاص در حوزه نئوکلاسیک، تئاتر ارتش سرخ مسکو است.

non bearing wall(non-load-bearing wall) (دیوار غیر باربر)
دیوار های حداکننده داخل ساختمان را دیوار باربر گویند. در اصلاحات اختصاصی معماری نیز دیوار غیر باربر به همین معنا استفاده می شود.


Organic architecture (معماری ارگانیک)
در این شاخه از معماری به هماهنگی میان عادت های بشریت و طبیعت می پردازد. در اصظلاحات انگلیسی معماری به این معنا است که ترکیب به شکلی صورت میپیرد که سازه بخشی از طبیعت است.

معماری طبیعی
Order (نظم)
معنای عمومی و عامیانه آن آراستگی، هماهنگی ترتیب و سازماندهی است. در اصطلاحات تخصصی معماری نیز به همین معنا به کار رفته است.


Patio (پاسیو (حیات خلوت))
معمولا قسمت کوچکی در پشت ساختمان اصلی است و کاربری این قسمت عموما برای نورگیری و پرورش گیاهان است. در اصطلاحات معماری به این کلمه پاسیو نیز گفته می شود.

Plate (صفحه)
در معنی لغوی به معنا لوح، صحفه، روکش، صفحه است. بیشتر به معنای صفحه فلزی استفاده می شود.

Pattern (الگو)
در اصطلاحات تخصصی معماری از این وایه به عنوان الگو، شابلون، قالب و گاهی نقشه استفاده می شود.

Persian architecture (معماری ایرانی)
post- modernism (پست مدرنیسم)
به معنی فرانوین، فرامدرن، پسامدرن است.

paint (رنگ آمیزی ساختمان)
در لغت این کمه به معناب رنگ کردن و رنگ آمیزی است. در اصطلاحات تخصصی معماری به معنای رنگ آمیزی ساختمان استفاده می شود.

Proportion (تناسب)
در اصطلاحات معمکاری این واژه به معنای تناسب، قرینه، متناسب کردن و قرینه کردن است.

Program (برنامه)
معنای این واژه در اصزلاحات تخصصی معماری به معنای دستور کار، برنامه تهیه کردن، دستور، روش کار است.

Project (پروژه)
در واژگان و اصطلاحات معماری، کلمه پروژه پرکاربرد ترین واژه است. به معنای طرح، نقشه، برنامه است.


Roman architecture (معماری روم)
Rome (روم)
شهر رم، پایتخت کشور ایتالیا

Romanesque architecture (معماری رومانسکی)
در اصطلاحات تخصصی معماری این واژه به معنای معماری وابسته به تمدن رومی شناخته شده است.

Renaissance (رئسانس)
این واژه به معنای نوزایی ، باززایش و تولد مجدد است. در اصطلاحات معماری به معنای باززایی علم و هنر در اروپا و دوره تجدد ادبی و فرهنگی است.

Renaissance architecture (معماری رنسانس)
معنای این واژه در اصطلاحات انگلیسی معماری، به معنای معماری نوزا در اروپا است. در سده های 15 و 16 میلادی این باززایش اتفاق افتاده است.

Rococo (رکوکو)
این واژه در اصطلاحات تخصصی معماری به سبک هنری قرن 18 میلادی اطلاق می شود. این سبک دارای رنگ های شاد و تزئینات فرائان است.

Radiation (تابش)
معنای این لغت، تابیدن، جلا، تشعشع است.

retaining wall (دیوار حایل)
در اصطلاحات تخصصی معماری این واژه به معنای دبوار ضامن، دیوار باز دار، دیوار حائل می باشد.

rhythm (ریتم)
این واژه به معنای نظم ، قافیه دار بودن است. در اصطلاحات معماری نیز به معنای ریتم داشتن و منظم بودن است.

Repetition (تکرار)
در اصطلاحات تخصصی معماری این واژه به معنای عمل تکرار شونده، چندبارگی، تجدد و تکرار است.

Reviter (کسی که با نرم افزار رویتر کار می کند)

منظور وب سایت رویتر Reviter.ir است.

Rust (زنگ)
معنای این لغت به معنای پوسیدن، زنگار زدن، زنگار است.


Skyscraper (آسمان خراش)
به ساختمان های بسیار بلند و مرتفع گفته می شود. در اصطلاحات تخصصی معماری آسمان‌خراش ها حداقل 40 طبقه و ارتفاعی بیشتر از 150 متر دارند.

آسمان خراش
Structure (سازه)
معنای این لغت در اصطلاحات تخصصی معماری به معنای ساختمان، بنا ، ساختار، عمارت است.

Stone (سنگ)
سنگ ماده طبیعی است که در طبیعت به وفور یافت می شود. جزوه اولین مصالحی است که بشریت از آن برای ساخت سرپناه استفاده کرده است. در اصطلاحات تخصصی معنای سنگ به همین منوال است.

Sound (صوت)
در اصطلاحات انگلیسی معماری این واژه نیز به معنای صدا کاربرد دارد.

Shape (شکل)
این واژه در اصطلاحات تخصصی معماری به معنای شکل، شکل دادن، قواره، تجسم قالب و نما است.

Style (سبک)
این کلمه در اصطلاحات معماری به معنای سبک، روش، سبک متداول، ویژگی، شیوه، سبک نگارش است.

Sketch (اسکیس)
در اصطلاحات تخصصی کلمه اسکیس به معنای طرح اولیه، پیش طرح، شرح کوتاه است.

Scale (مقیاس)
مقیاس در اصطلاحات انگلیسی معماری به معنای درجه، اندازه، معیار هرچیز مندرج که بتوان با آن اندازه گیری نمود است.

Soil (خاک)
در اصطلاحات معماری این کلمه به معناب خاک کاربرد دارد.

Symmetry (تقارن)
در اصطلاحات تخصصی معماری واژه تقارن به معنای همسازی، تشابه، هم اراستگی ، قرینه است.

Steel (فولاد)
به معنایی پولاد، فولاد، محکم بودن شبیه فولاد، سخت و قوی استفاده می شود.


Texture (بافت)
این واژه در اصطلاحات انگلیسی معماری به معای تارو پود، دارای بافت می باشد.

Temperature (دما)
معنای این کلمه درجه حرارت، درجه گرما و دما است.

همچنین مطالعه کنید اصطلاحات کامپیوتر

Thermometer (دماسنج)
معنای این واژه در اصطلاحات تخصصی معماری، گرماسنج، حرارت سنج، گرما نما می باشد.

truss (خرپا)
در اصطلاحات تخصصی معماری خرپا یعنی خوشه، فتق بند، جفت کردن، بهم بستن، طناب پیچ کردن است.


Wood (چوب)
ابزاری است که از درخت به دست آمده و در ساخت و ساز، نمای داخلی و حارجی ساختمان کاربرد دارد.

Wall (دیوار)
با استفاده از مصالح ساختمانی و قرار دادن آنها بر روی هم دیوار ساخته میشود. دیوار ها حداکننده هستند و بخش های مختلف را از یک دیگر جدا میکنند.


Vault (تاق)
Variety (تنوع)
در اصطلاحات معماری این واژه به معنی گوناگونی، جور وا جور بودن است.



کلمات و اصطلاحات غیر عادی که معماران عاشق آنها هستند:

  • بازی کردن با(نور، فضا ،متریال) ( Play with (light, space, materials
  • مقیاس انسانی Human scale
  • ترکیب فضایی Spatial composition
  • نقشه کشیدن Map out
  • مفهوم را بررسی کردن Explores the notion
  • مجاورت برنامه ریزی شده Programmatic adjacencies
  • پویایی فضا Activate the space
  • حوزه عمومی Public Realm
  • فضای بیرونیOutdoor room

مفاهیم خاص در معماری:

  • صلب/ خلا Solid/Void
  • فضای داخلی/ فضای خارجی Interiority/Exteriority
  • فشار / کشش Push/Pull
  • از پایین به بالا/ از بالا به پایین Bottom up/Top down
  • شفافیت/کدری Transparency/Opacity
  • خدمات Served and Service
  • فضای منفی و مثبت Negative/Positive space

اصطاحات خاص معماری:

  • تقلید هنری Pastiche
  • پایداری Sustainability
  • ارگونومی Ergonomy
  • روح مکان Genius loci
  • نما Facade
  • شارت معماری Charette
  • منطقه گرایی Regionalism
  • آستانه Threshold
  • توده Massing
  • شکل و اندازه کلی Enfilade
  • استفاده از مصالح Materiality
  • پوکه Poché
  • پساصنعتی Post-industrial
  • دیاگرام Diagrammatic
  • بومی Vernacular
  • مدولار Modular
  • ساختارشکنی Deconstruction
  • گونه شناسی Typology
  • پارامتریک Parametric
  • برنامه Program
  • پوسته Skin
  • پوشش ساختمان Building envelope
  • طاق Vault
  • طاقدار Arcade
  • پنجره بندی Fenestration
  • ایده اولیه Parti
  • پدیده شناسی Phenomenology
  • بروتالیسم Brutalism
  • طره Cantilever
  • منحنی الخط Curvilinear
  • مستقیم الخط Rectilinear
  • مرتبط با میس وندروهه Miesian
  • مرتبط با لوکوربوزیه Corbusian 
  • کشت پایاPermaculture
  • ساختمان های حبابی-منحنی Blobitecture
  • حومه شهر Exurbia
  • قابلیت پیاده روی در یک فضا Walkability
  • پیلوت Pilotis
  • عمودی Verticality
  • تخفیف- کاهش Rebate
  • شیاردار کردن Mullion
  • وادار Muntin
  • بهسازی بافت Gentrification
  • پایه یکپارچه چند ستون Stylobate

کلمات ساده ای که معماران معنای جدیدی به آنها دادند:

  • مفهوم Concept
  • فضا Space
  • بافت شهری یا ساختمانی (Fabric (urban or building)
  • استعاره مفهومی معماری Metaphor
  • خوانایی فضا (درباره چیزی غیر از نوشته) (Legibility (of something other than writing
  • اندازه -بعد (به معنی مشخصه چیزی) Dimension (meaning a characteristic of something)
  • لنگر Moment
  • بزرگداشت Celebrate
  • مذاکره Negotiate
  • دینامیکی Dynamic
  • زبان Language
  • زمینه Context
  • رفتار ظاهری Gesture
  • وجه تمایز - افتخارProud
  • طبقه بندی Taxonomy
  • سلسله مراتب Hierarchy
  • مقیاس Scale
  • مقطع Section
  • قرار دادی Formal
  • گره ها Nodes
  • دانه بندی Grain
  • قیاس کردن Extrapolate 
  • وسیله دستگاه Device 
  • نقشه نما Elevation 

عبارات مبهمی که معماران بیش از حد استفاده می کنند(یا به اشتباه استفاده می کنند)

  • نمادین Iconic
  • ارگانیک Organic
  • دوگانگی Dichotomy
  • سبک تلفیقی Eclectic
  • پر نمایش ولی کم محتوا Kitsch
  • توالی Sequence
  • ایستایی Stasis
  • درز/خلل و فرج Interstitial / Interstice
  • آزمون و خطا Iteration
  • هم جواری/ مجاورت Juxtapose/Juxtaposition
  • تمایز بین عناصر ساختمان Stereotomic
  • زمین ساخت (و فن معماری) (Tectonics (and architectonics 
  • مفصل بندی Articulate
  • فصلی- گذرا Ephemeral
  • بومی گرایی Domesticity
  • انسان شناسی Anthropogenic
  • بازسازی Regenerate
  • ترکیبی Hybrid
  • تولیدی(زایشی) Generative
  • ابهام Ambiguity
  • کاتالیزگر Catalyst
  • نفوذ کردن Penetrate
  • متناظر Appropriate
  • الهام بخش Inspiration
  • معاصر Contemporary
  • آمیختگی Amalgamation
  • کنشی Performative
  • اولویت-تسلط Hegemony
  • دو شاخگی- انشعاب Bifurcate
  • افزایش Superimpose
  • تقلیدی Confluences 
  • گشتالت Gestalt
  • روح زمان- روال Zeitgeist
  • نقوش Motifs
  • حرکت منظم Procession
  • همگن Homogenous
  • پارادایم Paradigm
  • ناهماهنگی Parallax
  • اختلاف نظر Dissonance 
  • مجاورت Adjacencies
  • قابل مونتاژ Assemblage 
  • زیبایی شناسی Aesthetic 
  • یکپارچه Monolithic 
  • یکنواختی Uniformity
  • ریخت شناسی Morphology
  • دوگانگی Duality
  • فرق جزیی Nuance
  • زودگذر Transient
  • غیرضروری Redundancy
  • پایداری Robust
  • جامع (Holistic  sometimes even wholistic)
  • کل نگر Bespoke
  • همزمانی Simultaneity
  • مضمون Esoteric
  • سازگاری Concretization
  • جدایی Schism